تبليغاتX
href="http://www.webgozar.com">Powered by WebGozar

فرشته تابان
زندگي وهر آنچه در آن است سهل ومختصر است

آن خطاط سه گونه خط نوشتی :
یکی راهم خودخواندی هم غیر:
یکی رااوخودخواندی لاغیر:
آن دیگری رانه خوداو خواندی نه غیر:
:آن خط سوم منم:
سی آبان شد ومن بیست ونه ساله شدم
 تولدم مبــــــــــــــــــــارک
نوشته شده توسط فرشته  در ساعت 12:20 | لینک  | 

موفق شدم بعد از سه ماه  مدرک موقت کارشناسی ام را بگیرم یعنی فارغ التحصیل شدم .اما چند نکته در این مورد :

۱ـمتوجه شدم مسئول آموزشی رشته ام برق کش دانشکده می باشد .!!!!!!!!!

۲ـمدیریعنی معاون آموزشی دانشگاه چمران ـآقای جان نژاد ـوقتی که کارم را مسئولین دانشگاه بدون دلیل درست نمی کردند و من برای انتقادرفته بودم منشی وی گفت جلسه دارد و من بعد از چند ثانیه وی را پشت سر خود دیدم !وقتی خواستم با او صحبت کنم گفت من جلسه دارم !ـ هیچ کس در اتاقش نبود !لابد با خودش جلسه داشت !

۳ـمنشی آقای جان نژاد وقتی سر سختی مرا دید گفت: زبان دراز !! یادمان باشد هر کس برای حقش فریاد زد زبان دراز می باشد !!!!!!!

۴ـاز آقای سجودی معاون آموزشی دانشگاه برای این چهارسال سپاسگذاری  می کنم !در این مدت کسی که فقط مشکلات دانشجویان را حل می کرد وی بود !

۵ـاز آقای میری یکی از مستخدمین دانشگاه هم سپاسگذارم !

نوشته شده توسط فرشته  در ساعت 18:4 | لینک  | 

یه سفر پانزده روزه وتجربه هایی که آموختم:

دراین مدت بیست وهشت سال زندگیم سفرهای بسیاری داشتم به صورتی که دوستانم مارکوپولو می نامیدنم ولی فرق این سفر باسفرهای دیگراین بود که باوجود قحطی بنزین ما با خودروی شخصی خود همراه خانواده مسافرت کردیم این موضوع باعث شدکه چیزهای بیشتری را با دقت بیشتری ببینم ویکی ازمهمترین آنها سرعت گیرهایی بود که ازجنوب کشور (بهبهان شهرخودم) تا شمال کشور وبعدهم تهران وکرج وقم با آن مواجه شدم سرعت گیرهایی که دربعضی مناطق به شکل یک تپه بودندوسیاه ، رنگ آسفالت وبدون تابلوی هشداردهنده به طوریکه یک دفعه متوجه میشدیم یک متربالا وپایین پریده ایم با خودفکرمی کنم کسانی که این تابلوها رانصب می کنند چرا فکری به حال این تا بلوهای سرعت گیرنمی کنند که راننده بداند به یک تپه نزدیک می شود . البته به جز خراسان شمالی که تابلوهای هشداردهنده ( به سرعت گیرنزدیک می شوید) دردیگراستان ها یا تابلوها نبود یا اگر بود بسیار کم بودند کاش مسئولین فکری به حال این موضوع می کردند

 به هر صورت سفرخوبی بود وپرازتجربه برای من
نوشته شده توسط فرشته  در ساعت 13:1 | لینک  | 

مصدق بزرگ مردی است که باید قرنها بگذرد تا مادر گیتی یکی دیگر مثل او بزاید !

کودتای ۲۸ مرداد هنوز هم رمز های زیادی دارد  مثل اینکه شعبان بی مغ در این کوتاه چه نقشی داشت و یا آمریکا چه نقشی داشت ویا حتی بعضی از این روحانیون چه نقشی در این کودتا داشتند هر چه بیشتر مطالعه  می کنم با پرسشهای بیشتری مواجه می شوم چرا واقعیتهای تاریخ را در کتابهای تاریخ دبیرستان آنگونه که هست نمی گویند !چرا بعضی از روحانیون را آزاده نشان می دهند و مصدق را یک فرد جاه طلب !که می خواست سلطنت را به دست بیاورد !چرا حزب توده به جای اینکه با مردم باشد هوای شوروی را داشت !و هزاران چرای دیگر !باید ییشتر مطالعه کنم و با ز هم بیشتر !!!

نوشته شده توسط فرشته  در ساعت 20:5 | لینک  | 

دلم چرا باور نداری که همه چیز تمام شده است .

فکر می کنی که یکبار دیگر مهر میرسد وشما باز هم در اتاق ۴۳ با هم خواهید بود .

فکر می کنی یک بار دیگر آروین و ساره و سمیرا را می بینی !

نه دل من باور کن که همه چیز تمام شده است .

باور کن که شاید سالی یک بارهمدیگر را ببینید  یا چند سالی یکبار !

باور کن شاید دیگر او را نبینی !

 باور کن که شاید راضیه را خیلی کم ببینی

باور کن که شاید دیگر بچه های سایه را نبینی !

باور کن که :چه عابر است دوستی ......!!!!!!!!!

باور کن ...باور کن ........!!!!!!!!!!!!

نوشته شده توسط فرشته  در ساعت 10:30 | لینک  | 

میخواهم از تو بنویسم !فقط از تو !می خواهم بنویسم !می خواهم از احساسم بنویسم !.مهم نیست این مطلب از کیست :"آنچه تحمل هر جدایی را امکان پذیر می کند اندیشه ی پایان آن جدایی است".و یا "اینک انتظار فرسایش زندگی است "از بار دیگر شهری که دوست میدارم "نادر ابراهیمی "!می خواهم از تو بنویسم !که "من جدایی را به وضوح لحظه ی آشنایی می بینم !"از دلتنگی های خودم می خواهم بنویسم !می خواهم از تو بنویسم !از تو که بهترینی .............
نوشته شده توسط فرشته  در ساعت 9:10 | لینک  | 

در نمایشگاه کتاب امسال در انتشارات کارنگ کتابهای جالبی !!دیده می شد که شش جلد از این کتاب ها در مورد ایران بوده !!این شش جلد کتاب از ایران باستان گرفته تا ایران بعد از اسلام را مورد مطالعه و بررسی !!!!!!!!قرار داده است !آیا واقعا این کتابها ارزش این را دارد که وقت خود را صرف خواندن آنها کنیم !در یکی از این کتابها که به قلم رضا پور پیرار می باشدشکوه  ایران قبل از اسلام را به تمامی منکر شده ؟!و آورده است که :کتیبه ی حقوق بشر کوروش کذب محض می باشد و ساخته ی صهیونیستها می باشد !یا مثلا در قسمت دیگر می خوانیم :مادر کوروش یک یهودی می باشد !منابعی که وی اشاره می کند منابعی دست چندم در مطالعات تاریخی وبعضی از آنها بدون پشتوانه ی تاریخی می باشد و کسانی هستند که کینه ای از ایران دارند !آیا واقعا این کتابها را می شود خواند ؟!شاید برای ما که بتوانیم آن کتابها را نقد و بررسی کنیم قابل خواندن باشد ولی برای مردمی که فقط به یک منبع مراجعه می کنند آیا ظلم نمی باشد که مطالب سر تا سر دروغ را به آنان تحویل دهیم !بیایید روشنگری کنیم !که گذشته چراغ  راه آینده است
نوشته شده توسط فرشته  در ساعت 10:30 | لینک  | 

بعد از آبگیری سیوند حالا نوبت سلمان فارسی است !سد سلمان فارسی در دشت داراب آبگیری شد !البته به منظور آزمایش میزان آب بند بودن سد بوده است ! دشت داراب یکی از استقرارگاه های مهم ساسانیان می باشد !این شهر باستانی بیش از ۳۵۰ هکتار می باشد که با آبگیری سد سلمان فارسی به طور کلی در زیر آب غرق می شود !
نوشته شده توسط فرشته  در ساعت 10:45 | لینک  | 

دلم می سوزد از باغی که می سوزد !

کاش یه بار دیگه پاسارگادرا می دیدم !

نوشته شده توسط فرشته  در ساعت 1:12 | لینک  | 

کهن ترین سند نوشتاری باز مانده  از عصر شاهنشاهی هخامنشی فرمانی ست که کوروش در ۵۴۰ پیش از میلاد پس از تسخیر شهر بابل برای اعلام اهداف و سیاست خود صادر کرد که بعدها نخستین منشور حقوق بشر شناخته شد . این سند بخشی از اصولی بود که کوروش در نظر داشت برای برقراری صلح میان انسانها تحقق بخشد این بیانیه بر کتیبه ی گلی به زبان بابلی نو و به خط میخی نوشته شده است که در سال ۱۸۷۹در نینوای عراق کشف شد و هم اکنون در موزه ی بریتانیاست :

آن گاه که من به آرامش و بی آزار به بابل درآمدم [۱]در میان هلهله و شادی اورنگ فرمان روایی را در کاخ پادشاهی استوار داشتم [۲]بی شمار سپاهیانم به صلح در بابل گام برداشتند [۳]روا نداشتم کسی وحشت را بر سومر و آکد فرا آورد [۴]نیاز مندیهای بابل و تمامی پرستشگاههای آنان را پیش دیده داشتم و در بهبود زندگی همگان کوشیدم [۵]همه ی یوغ های ننگین بردگی را از مردمان بابل برداشتم [۶]خانه های ویرانشان را آباد کردم به تیره بختی هایشان پایان دادم [۷]مردوک مهتر خدای از کردارم شاد شد و به من کوروش پادشاهی که او را نیایش کرد و به کمبوجیه پسرم .....و به همه ی سپاهیانم مهربانانه برکت داد از ته دل در پیشگاهش خدایگانی والا ی اورا بس گرامی داشتم  و همه ی پادشاهانی که در بارگاه خود بر تخت نشسته اند در چهار گوشه ی جهان از فرا دریا تا فرو دریا ....همه ی پادشاهان باختر زمین که در خیمه ها سکونت داشتند برای من خراج گران آوردند و در بابل بر پایم بوسه زدند از ...تا شهرهای آشور و شوش آگاده اشنونا شهرهای زمبان مورو تا سرزمین گوتیوم شهرهای مقدس فراسوی دجله را که پرستشگاه ها دیر زمانی بود که ویران بود تعمیر کردم و پیکره ی ایزدانی را که میان آنان جای داشت به جای خود بازگردانیدم و در منزلگاهی پایدار اقامت دادم [۸]تمام مردمان (آواره )را جمع کردم و خانه هایشان را به آنان بازگرداندم [۹]واجازه دادم همگان در صلح بزیند [۱۰]

استنباطهای حقوق بشری :

[۱].لزوم اجتناب از شکنجه و خون یزی .

[۲].لزو م اتکا به مردم در حکومت .

[۳].اصل همزیستی مسالمت آمیز و صلح جویی.

[۴].جلوگیری از ایجاد حکومت مبتی بر وحشت و اختناق .

[۵].تکلیف حکومت به بهبود زندگی مردم و حق برخورداری از مواهب زندگی .

[۶].از بین بردن بردگی و برده داری .

[۷].حق برخورداری از حمایت اجتماعی .

[۸].احترام به تمام ادیان و مذاهب .

[۹].احترام به حق مالکیت .

[۱۰].حق بر خورداری از صلح وآرامش .

نوشته شده توسط فرشته  در ساعت 11:25 | لینک  |