یکی راهم خودخواندی هم غیر:
یکی رااوخودخواندی لاغیر:
آن دیگری رانه خوداو خواندی نه غیر:
:آن خط سوم منم:
سی آبان شد ومن بیست ونه ساله شدم
تولدم مبــــــــــــــــــــارک
زندگي وهر آنچه در آن است سهل ومختصر است
۱ـمتوجه شدم مسئول آموزشی رشته ام برق کش دانشکده می باشد .!!!!!!!!!
۲ـمدیریعنی معاون آموزشی دانشگاه چمران ـآقای جان نژاد ـوقتی که کارم را مسئولین دانشگاه بدون دلیل درست نمی کردند و من برای انتقادرفته بودم منشی وی گفت جلسه دارد و من بعد از چند ثانیه وی را پشت سر خود دیدم !وقتی خواستم با او صحبت کنم گفت من جلسه دارم !ـ هیچ کس در اتاقش نبود !لابد با خودش جلسه داشت !
۳ـمنشی آقای جان نژاد وقتی سر سختی مرا دید گفت: زبان دراز !! یادمان باشد هر کس برای حقش فریاد زد زبان دراز می باشد !!!!!!!
۴ـاز آقای سجودی معاون آموزشی دانشگاه برای این چهارسال سپاسگذاری می کنم !در این مدت کسی که فقط مشکلات دانشجویان را حل می کرد وی بود !
۵ـاز آقای میری یکی از مستخدمین دانشگاه هم سپاسگذارم !
یه سفر پانزده روزه وتجربه هایی که آموختم:
دراین مدت بیست وهشت سال زندگیم سفرهای بسیاری داشتم به صورتی که دوستانم مارکوپولو می نامیدنم ولی فرق این سفر باسفرهای دیگراین بود که باوجود قحطی بنزین ما با خودروی شخصی خود همراه خانواده مسافرت کردیم این موضوع باعث شدکه چیزهای بیشتری را با دقت بیشتری ببینم ویکی ازمهمترین آنها سرعت گیرهایی بود که ازجنوب کشور (بهبهان شهرخودم) تا شمال کشور وبعدهم تهران وکرج وقم با آن مواجه شدم سرعت گیرهایی که دربعضی مناطق به شکل یک تپه بودندوسیاه ، رنگ آسفالت وبدون تابلوی هشداردهنده به طوریکه یک دفعه متوجه میشدیم یک متربالا وپایین پریده ایم با خودفکرمی کنم کسانی که این تابلوها رانصب می کنند چرا فکری به حال این تا بلوهای سرعت گیرنمی کنند که راننده بداند به یک تپه نزدیک می شود . البته به جز خراسان شمالی که تابلوهای هشداردهنده ( به سرعت گیرنزدیک می شوید) دردیگراستان ها یا تابلوها نبود یا اگر بود بسیار کم بودند کاش مسئولین فکری به حال این موضوع می کردند
کودتای ۲۸ مرداد هنوز هم رمز های زیادی دارد مثل اینکه شعبان بی مغ در این کوتاه چه نقشی داشت و یا آمریکا چه نقشی داشت ویا حتی بعضی از این روحانیون چه نقشی در این کودتا داشتند هر چه بیشتر مطالعه می کنم با پرسشهای بیشتری مواجه می شوم چرا واقعیتهای تاریخ را در کتابهای تاریخ دبیرستان آنگونه که هست نمی گویند !چرا بعضی از روحانیون را آزاده نشان می دهند و مصدق را یک فرد جاه طلب !که می خواست سلطنت را به دست بیاورد !چرا حزب توده به جای اینکه با مردم باشد هوای شوروی را داشت !و هزاران چرای دیگر !باید ییشتر مطالعه کنم و با ز هم بیشتر !!!
فکر می کنی که یکبار دیگر مهر میرسد وشما باز هم در اتاق ۴۳ با هم خواهید بود .
فکر می کنی یک بار دیگر آروین و ساره و سمیرا را می بینی !
نه دل من باور کن که همه چیز تمام شده است .
باور کن که شاید سالی یک بارهمدیگر را ببینید یا چند سالی یکبار !
باور کن شاید دیگر او را نبینی !
باور کن که شاید راضیه را خیلی کم ببینی
باور کن که شاید دیگر بچه های سایه را نبینی !
باور کن که :چه عابر است دوستی ......!!!!!!!!!
باور کن ...باور کن ........!!!!!!!!!!!!
آن گاه که من به آرامش و بی آزار به بابل درآمدم [۱]در میان هلهله و شادی اورنگ فرمان روایی را در کاخ پادشاهی استوار داشتم [۲]بی شمار سپاهیانم به صلح در بابل گام برداشتند [۳]روا نداشتم کسی وحشت را بر سومر و آکد فرا آورد [۴]نیاز مندیهای بابل و تمامی پرستشگاههای آنان را پیش دیده داشتم و در بهبود زندگی همگان کوشیدم [۵]همه ی یوغ های ننگین بردگی را از مردمان بابل برداشتم [۶]خانه های ویرانشان را آباد کردم به تیره بختی هایشان پایان دادم [۷]مردوک مهتر خدای از کردارم شاد شد و به من کوروش پادشاهی که او را نیایش کرد و به کمبوجیه پسرم .....و به همه ی سپاهیانم مهربانانه برکت داد از ته دل در پیشگاهش خدایگانی والا ی اورا بس گرامی داشتم و همه ی پادشاهانی که در بارگاه خود بر تخت نشسته اند در چهار گوشه ی جهان از فرا دریا تا فرو دریا ....همه ی پادشاهان باختر زمین که در خیمه ها سکونت داشتند برای من خراج گران آوردند و در بابل بر پایم بوسه زدند از ...تا شهرهای آشور و شوش آگاده اشنونا شهرهای زمبان مورو تا سرزمین گوتیوم شهرهای مقدس فراسوی دجله را که پرستشگاه ها دیر زمانی بود که ویران بود تعمیر کردم و پیکره ی ایزدانی را که میان آنان جای داشت به جای خود بازگردانیدم و در منزلگاهی پایدار اقامت دادم [۸]تمام مردمان (آواره )را جمع کردم و خانه هایشان را به آنان بازگرداندم [۹]واجازه دادم همگان در صلح بزیند [۱۰]
استنباطهای حقوق بشری :
[۱].لزوم اجتناب از شکنجه و خون یزی .
[۲].لزو م اتکا به مردم در حکومت .
[۳].اصل همزیستی مسالمت آمیز و صلح جویی.
[۴].جلوگیری از ایجاد حکومت مبتی بر وحشت و اختناق .
[۵].تکلیف حکومت به بهبود زندگی مردم و حق برخورداری از مواهب زندگی .
[۶].از بین بردن بردگی و برده داری .
[۷].حق برخورداری از حمایت اجتماعی .
[۸].احترام به تمام ادیان و مذاهب .
[۹].احترام به حق مالکیت .
[۱۰].حق بر خورداری از صلح وآرامش .